صائن الدين على بن تركه

215

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

هم دهان من است . « 1 » دادم همه بوسه بر لب خود * آن دم كه لبم لبانش بپسود « 2 » * حرم و ركن را تو دور مبين * زان كه همسايه‌اى و هم‌خانه [ 449 ] و در حقيقت ، طوافى كه مىكنم ، هم بر گرد خود مىكنم و سعيى كه مىبرم ميان صفاى تنزيه و مروهء تشبيه ، از جهت جامعيّت وجهى خويش مىكنم . « 3 » چو سرى بر آستانش ز سر صفا نهادى * به صفا و مروه اى دل دگرت چه كار باشد ؟ * * * [ 450 ] و في حرم من باطني أمن ظاهري * و من حوله يخشى تخطّف جيرتي [ 451 ] و نفسي بصومي « 4 » عن سواى تفرّدا * زكت ، و بفضل الفيض عنّي زكّت اين امنى كه در ظاهر من « 5 » واقع است - يعنى كعبهء شريعت و مناسك اسلام كه به حكم مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً هر كس كه احرام التزام احكام آن بست ، از تنغيص ملامت و تشويش ملالت و سآمت ، مصون و محروس ماند - از نتيجهء حكم باطن من و حرم احترام شعار قلب است ؛ چه صور شرعيّه « 6 » ، آثار مطابقت و آيات مناسبت اين حرم شريف و كتاب كريمند . پس اين حرم ، معدن امن و سلامت است ؛ و حال آنكه در حوالى او به حكم نصّ وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ از تخطّف جيران قواى نفسانى و عوادى هيولانى و نهب و غارت ايشان نقود اوقات را - كه بىآن سوداى بازار عشق ميسّر نيست - ايمن نتوان بود . « 7 » ايمن مشو كه مركب « 8 » مردان مرد را * در سنگلاخ باديه پيها بريده‌اند [ 451 ] و نفس من به ميامن صوم و امساك از رؤيت سوا و ملاحظهء اغيار ، از دنس شرك و كفران پاك گشت تا متحقّق باشد به مقام تفرّد . « 9 »

--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . ال مل : مىسود . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 4 ) . ال مل : لصومي . ( 5 ) . نا ندارد . ( 6 ) . فر : شريعه . ( 7 ) . تب فر : + بيت . ( 8 ) . ال : ناقهء . ( 9 ) . تب فر : + بيت .